اقتصاد مقاومتی؛ از شعار تا راهبرد عملی در مسیر ثبات اقتصادی
اقتصاد مقاومتی؛ از شعار تا راهبرد عملی در مسیر ثبات اقتصادی
در سالهای اخیر، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» به یکی از کلیدواژههای اصلی در ادبیات اقتصادی کشور تبدیل شده است. این مفهوم که بر پایه تقویت ظرفیتهای داخلی و کاهش وابستگی به عوامل بیرونی شکل گرفته، امروز بیش از هر زمان دیگری به عنوان یک راهبرد عملی برای عبور از چالشهای اقتصادی مطرح است.
اقتصاد ایران طی دهههای گذشته بارها با شوکهای بیرونی، از جمله تحریمهای اقتصادی، نوسانات بازار جهانی و محدودیتهای مالی بینالمللی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، اقتصاد مقاومتی به عنوان مدلی برای افزایش تابآوری اقتصادی مورد توجه قرار گرفت؛ مدلی که هدف آن ایجاد اقتصادی پویا، درونزا و در عین حال برونگرا است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند تحقق واقعی اقتصاد مقاومتی در گرو اصلاح ساختارهای اقتصادی و حمایت مؤثر از تولید ملی است. تقویت صنایع داخلی، کاهش موانع پیش روی سرمایهگذاری، توسعه شرکتهای دانشبنیان و افزایش بهرهوری در بخشهای مختلف اقتصادی از جمله اقداماتی است که میتواند این راهبرد را از سطح شعار به مرحله اجرا برساند.
در این میان، نقش بخش خصوصی و کارآفرینان نیز بسیار تعیینکننده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که اقتصادهای مقاوم و پایدار، بر پایه مشارکت فعال بخش خصوصی و ایجاد فضای رقابتی سالم شکل میگیرند. بنابراین، سیاستگذاری اقتصادی باید به گونهای باشد که زمینه رشد تولیدکنندگان داخلی و توسعه کسبوکارها فراهم شود.
از سوی دیگر، اصلاح الگوی مصرف و توجه به استفاده از کالاهای تولید داخل نیز یکی از حلقههای مهم در زنجیره اقتصاد مقاومتی به شمار میرود. هنگامی که بازار داخلی از تولید ملی حمایت کند، چرخه تولید، اشتغال و سرمایهگذاری تقویت خواهد شد.
با این حال، اقتصاد مقاومتی تنها یک برنامه کوتاهمدت برای عبور از فشارهای اقتصادی نیست، بلکه یک نگاه بلندمدت به مدیریت اقتصاد کشور است. نگاهی که بر پایه بهرهگیری از ظرفیتهای ملی، افزایش بهرهوری و ایجاد اقتصاد دانشبنیان شکل میگیرد.
بیتردید، تحقق کامل این راهبرد نیازمند همافزایی میان دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و جامعه است. هرچه این همکاری گستردهتر و هدفمندتر باشد، مسیر حرکت به سوی اقتصادی پایدار، مقاوم و کمتأثیر از فشارهای خارجی هموارتر خواهد شد.
یادداشت از محمد منزه