پیوند «دانشگاه و صنعت»؛ راهکار طلایی برای عبور از بنبستهای اقتصاد
پیوند «دانشگاه و صنعت»؛ راهکار طلایی برای عبور از بنبستهای اقتصاد
امروزه در نظامهای اقتصادی موفق، «دانشگاه» دیگر نهادی جدا از بدنه اجرایی نیست و «صنعت» نیز به تنهایی قادر به ادامه رقابت در بازارهای جهانی نخواهد بود. پیوند میان این دو حوزه، نه یک تعامل صرفاً تزئینی، بلکه ستون اصلی توسعه پایدار و پیشرفت تکنولوژیک در هر کشوری محسوب میشود.
فاصله میان مراکز علمی و واحدهای صنعتی، آفتی است که موجب هدررفت سرمایههای انسانی و مالی میگردد. در یک سوی این معادله، دانشگاهیانِ فارغ از نیازهای واقعی بازار قرار دارند و در سوی دیگر، صنایعی که به دلیل اتکا به روشهای سنتی، از نوآوریهای روز جهان بیبهره ماندهاند.
برای ترمیم این گسست، رویکرد «دانشگاهِ نسل چهارم» یعنی دانشگاهِ کارآفرین و مسئلهمحور، ضرورتی انکارناپذیر است. در این مدل، پژوهشهای دانشگاهی باید مستقیماً در خدمت حل چالشهای خط تولید، بهینهسازی مصرف انرژی و بومیسازی فناوریهای پیچیده قرار گیرد. از سوی دیگر، صنعت نیز باید با تخصیص بودجههای تحقیق و توسعه (R&D) و پذیرش نخبگان در محیطهای واقعی کسبوکار، بستری برای تجاریسازی ایدهها فراهم کند.
در نهایت، تحقق این پیوند نیازمند ارادهای دوطرفه است؛ صنایعی که به قدرت علم ایمان دارند و دانشگاههایی که با زبان صنعت سخن میگویند. تنها در این صورت است که میتوان «دانش» را به «ثروت» و «تکنولوژی» را به «رفاه عمومی» تبدیل کرد.
یادداشت از محمد منزه