خبرآنلاین: طبیعت شرایط حساسی مثل جنگ اقتضا میکند نظام حکمرانی فضای روانی کشور را بهگونهای مدیریت کند که نشاندهنده میل به عبور از تلاطم و بحران باشد. یک آرامش حداقلی نه فقط میتواند جلوی انتقال تنشهای بیشتر به جامعه را بگیرد، بلکه نشاندهنده میزان تدبیر حکومت در اداره کشور است.
شاید این مطلب در شرایط کنونی کشور از دوران جنگ ضروریتر باشد؛ در زمان جنگ، رجزخوانیهای مقامات نظامی اگرچه حاکی از تنش و درگیری در میدان جنگ است، اما با انعکاس آن در فضای عمومی جامعه میتواند نوعی آرامش خاطر را به شهروندان منتقل کند که با فعالیت نیروهای نظامی آسیب کمتری متوجه آنهاست. اما اکنون که یک ماه از برقراری آتشبس جنگ رمضان میگذرد و هنوز مشخص نیست که جنگ قرار است دوباره از سر گرفته شود یا ختم به صلح و آتشبس میشود، حساسیت شرایط از دوران جنگ هم بیشتر است؛ به همین سبب وظیفه حکومت و اهل سیاست آن است که همه تلاش خود را برای انعکاس نوعی تدبیر در سطوح مختلف نشان دهند. با این حال، به نظر میرسد این مسئله جزو دغدغههای اصلی حاکمان نیست. شاهدش برخی مواضع و اظهارنظرهای اهل سیاست است که به جای حضور در سنگر تصمیمگیری و ایفای نقش خود، بیشتر در تریبونها ظاهر میشوند و پیامهایی منتقل میکنند که در حیطه وظایف آنها نیست.
در حالی که نیروهای مسلح بیشتر مشغول رصد و ارزیابی شرایط نظامیاند، برخی چهرهها به شکل خودخوانده رجزخوانی را بر عهده میگیرند یا درباره جنگ اظهارنظرهایی میکنند که بیشتر بر آتش تلاطمهای فضای موجود میدمد. در بسیاری از موارد هم این افراد شناختی از واقعیتهای نظامی ندارند و اظهارنظرهایی نسنجیده در تریبونها مطرح میکنند. نتیجه این اظهارات جنجالبرانگیز هم جز ایجاد فضایی مشوش نیست.
وقتی اعضای کمیسیون امنیت ملی برای امنیت هزینه میتراشند!
ابوالفضل ظهرهوند، نماینده مجلس، یکی از این افراد است که ظاهرا سخنان جنجالی او تمامی ندارد. او یک بار گفته بود که جنگندههای میگ-۲۹ روسی در شیراز مستقر شدهاند، سوخو-۳۵ها در راهند، سامانههای HQ-۹ به شکل مفصل وارد کشور میشوند و اس-۴۰۰ در مسیر است. بیان چنین مطلبی باعث شد روزنامه خراسان که نزدیک به رئیس مجلس است، در ارزیابی اظهارات ظهرهوند بنویسد: شیوه بیان او بهگونهای است که مخاطب، کمتر ردّی از خردورزی و تدبیر در پشت آن مییابد. او سال گذشته بعد از جنگ ۱۲ روزه دولت پزشکیان را متهم به بستن پرونده انقلاب کرده بود که در واکنش به این سخنان دادستانی علیه او اعلام جرم کرد.
او در روزهای گذشته هم گفته: وقتی شما اراده قوی دارید، پلاسما هم دارید، ساختن یک بمب برای شما کاری ندارد. من ظرفیت هایی را دیدم که بمب اتم برابر آن ترقه است. شما میتوانید زمان را پشت سر بگذارید، چیزی که در چند ثانیه از تهران تا واشنگتن برود، میشود کارهایی کرد که بمب اتم برابر آن بچه بازی است!
اما جالب این است که گوینده این سخنان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس است و انتظار میرود اعضای کمیسیون امنیت ملی بیشتر از دیگران به امنیت ملی و فضای کشور فکر کنند. اما این مسئله نه فقط در مورد ظهره وند بلکه در مورد برخی دیگر از همکارانش هم صدق می کند.
کامران غضنفری دیگر نماینده مجلس به واسطه مواضعی مثل درخواست برای خروج ایران از انپیتی، ساخت سلاح هستهای و اعدام حسن روحانی از تندروهای مشهور مجلس است به شمار میرود. او حالا هم با زبان تندی در شبکه اجتماعی ایکس نوشته: ایران باید اسامی کشورهایی که در شورای امنیت به قطعنامه آمریکای متجاوز و شیخنشینهای مُفتخور خلیجفارس درباره تنگه هرمز رای موافق میدهند را بعنوان کشورهای متخاصم بخاطر داشته باشد. باید برای کشتیهای متعلق به این کشورها، ممنوعیت تردد یا اخذ عوارض چندبرابری اعمال گردد.
عضو هیئت دیپلماتیک خواستار برکناری وزیر خارجه شد!
محمود نبویان هم دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی است که به رغم حضور در هیئت دیپلماتیک ایران در پاکستان خواستار برکناری عراقچی از تیم مذاکره کننده شده است. او که همیشه در برابر مذاکرات با آمریکا ایستاده، در یکی از اظهار نظرهای جنجالی تازهاش گفته در صورت بروز هرگونه درگیری حاکمان کشورهای عربی را به درک واصل می کنیم و کاخ آنها را با خاک یکسان خواهیم کرد.
اما شاید در بین این جماعت علی خضریان فعالتر از هرکس دیگری است. او هر چند روز یکبار در قالب تصویر صداوسیما حاضر میشود و در سخنان جنجالی خود یا حکم به توقف مذاکره میدهد یا برای امارات خطونشان میکشد و می گوید با پایان جنگ ایران، پدر امارات را در میاورد و امارات را رها نمیکند.
این چهرههای تندرو به جز هزینهتراشی برای جامعه گویی در یک جهان موازی زندگی میکنند که وظایفی خلاف عرف برای خود تعریف کردهاند؛ درست مثل آتش فشانی که به جای خاموش کردن حریق بخواهد جایی را به آتش بکشد.
مدیر انرژی، استراتژیست نظامی میشود!
اما فقط چهرههای تندرو نیستند که اظهار نظرهایشان میتواند هزینههای هنگفتی روی دست نظام حکمرانی بگذارد. این موضوع حتی در نزدیکی دولت هم دیده میشود. آنجا که افرادی به جای انجام وظایف تعریفشده خود علاقه دارند دستی هم در خطونشان و رجزخوانی داشته باشند.
برای نمونه اسماعیل سقاب اصفهانی که مسئولیتش ریاست سازمان بهینه سازی و مدیریت راهبردی انرژی است در مصاحبهای که از او درباره وضعیت انرژی در شرایط جنگی پرسیده میشود، بخشی از پاسخ خود را به تحلیل جنگ اختصاص میدهد و میگوید: دشمن به هیچکدام از اهدافش نرسیده است و این برای اولین بار در تاریخ ۲ هزار و ۵۰۰ ساله اخیر است که در جنگ با چنین قدرتی هیچکدام از اهداف محقق نشده و امروز کشور به همت مردم سرپا است. حالا ما توقعاتی داریم. توقع داریم که تحریمها برداشته شود. پولهای بلوکه شده ما برگردد. جنگ در لبنان تمام شود. کلاً داستان برعکس شده است و نشان داد آمریکایی که روی کاغذ دهها برابر قدرتمندتر از ایران است، بودجههای نظامی، هواپیماها و جنگندههای مدرن، ناوهای هواپیمابر، صدها پایگاه نظامی حوالی مرزهای ما، تحلیلگرهای غربی در اتاقهای شیشه شان میگفتند ظرف ۴۸ ساعت کار ایران ساخته است، اما یک چیزی را ندیده بودند، آن هم روح مقاومت مردم ایران است.
مواردی مثل سقاب اصفهانی در سیاست ایران کم نیستند. مورد آنها هم مثل این میماند که مسئول سازمان راهنمایی و رانندگی به جای گزارش عملکرد خود درباره همهگیری یک ویروس در کشور اظهار نظر کند.
حالآنکه در شرایط کنونی که کشور بهطور خاصتر سنجیدهگویی نیاز دارد، تریبونها برای برخی چهرهها به صحنه خودنمایی تبدیل شده است. در حالی که نیروهای مسلح در خط مقدم نبرد، با دقت هر حرکت را رصد میکنند، صداهایی به گوش میرسد که نه بوی کارشناسی میدهند و نه رنگ مصلحت دارند؛ صداهایی که بیشتر شبیه به تبلیغ برای خودششان است. به نظر میرسد وقت آن است که در سطوح بالای حاکمیت فرمان به جای خود صادر شود و هرکسی به پست و مسئولیت خود برگردد.
۳۱۲۱۱