صفحه اصلي > ورزش > سیاست عجیب نساجی در انتخاب سرمربی؛ نیمکت این تیم اصلا امن نیست!

سیاست عجیب نساجی در انتخاب سرمربی؛ نیمکت این تیم اصلا امن نیست!


دیروز, 23:00. نويسنده: HodHod

خبرآنلاین: نساجی یکی از علامت سئوال های بزرگ فوتبال ایران است. باشگاهی که معیار انتخاب و تصمیم در آن کیفیت و کمیت نیست بلکه مسائل عجیب دیگری در این باشگاه تاثیر دارد. اتفاقی که در این فصل برای نیمکت این تیم افتاده، دقیقا مصداق عینی این انگاره است. وقتی مجتبی حسینی از پروژه بلندمدت خود در نساجی و ایده‌هایی که برای آینده این تیم داشت صحبت می‌کرد، شاید خودش هم نمی‌دانست در باشگاهی قدم گذاشته که ظاهراً پروژه در آن عمر چندانی ندارد. نساجی جایی نیست که مربی بتواند با خیال راحت برای آینده برنامه‌ریزی کند. در قائمشهر ظاهراً نتیجه چند هفته‌ای مهم‌تر از برنامه چندساله است و نیمکت سرمربی بیشتر از آنکه محل اجرای ایده‌های فنی باشد، به صندلی لرزانی تبدیل شده که با اولین موج فشار، مدیران برای بیرون کشیدن آن دست به کار می‌شوند.

برکناری مجتبی حسینی، آن هم در شرایطی که نساجی پس از ۳ شکست ابتدایی توانست ۲ پیروزی به دست بیاورد، بیش از آنکه یک تصمیم فنی روشن باشد، نشانه دیگری از همان سیاست قدیمی و فرسوده‌ای است که سال‌هاست بر این باشگاه حاکم است. سیاستی که در آن ظاهراً برای هر مشکلی یک راه‌حل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز تغییر سرمربی.

پرسش اصلی اینجاست: اصلاً چرا مجتبی حسینی انتخاب شد؟ اگر مدیران نساجی به دنبال تیمی مدعی و نتیجه‌گرا در کوتاه‌ترین زمان ممکن بودند، چرا سراغ مربی‌ای رفتند که بخش مهمی از هویت کاری‌اش به ساختارسازی، کار با بازیکنان جوان و اجرای تدریجی ایده‌های فنی گره خورده؟ اگر قرار بود حسینی در چند هفته معجزه کند، انتخاب او از ابتدا چه توجیهی داشت؟ و اگر قرار بود به او فرصت داده شود، چرا بعد از چند هفته همان پروژه‌ای که درباره‌اش صحبت می‌شد، با یک تصمیم مدیریتی کنار گذاشته شد؟

نساجی حتی زمانی که با قرعه‌ای دشوار روبه‌رو بود و طبیعی بود برای رسیدن به هماهنگی و اجرای ایده‌های مربی جدید به زمان نیاز داشته باشد، حمایت قابل توجهی از حسینی نشان نداد. ۳ شکست کافی بود تا فشارها آغاز شود و عجیب اینکه ۲ برد نتوانست اعتماد را برگرداند و یک تساوی سرانجام حکم پایان کار را صادر کرد. گویی مدیران نساجی دنبال بهانه بودند که هر چه زودتر مربی منصوب خود را سریعتر اخراج کنند. این دیگر اسمش مدیریت فنی نیست؛ بیشتر شبیه مدیریت با نبض نتیجه است. هر وقت عقربه نتیجه پایین می‌رود، اولین چیزی که قربانی می‌شود، نیمکت است.

نساجی، باشگاه یا ایستگاه تعویض مربی؟

کافی است تاریخچه چند فصل اخیر نساجی را مرور کنیم تا مشخص شود مشکل فقط مجتبی حسینی نیست. این باشگاه سال‌هاست با نیمکت خود بیگانه است. در فصل منتهی به سقوط، ساکت الهامی فصل را آغاز کرد، مصطفی صداقت به صورت موقت جانشین او شد، میلوشوویچ آمد، دوباره الهامی برگشت و در نهایت رضا مهاجری پنجمین مربی فصل شد که در نهایت هم نتوانست نساجی را در لیگ برتر نگه دارد.

فصل گذشته نیز فراز کمالوند با وجود عملکرد قابل قبول جدا شد، رضا عنایتی تیم را به لیگ برتر رساند اما او هم حفظ نشد و مجتبی حسینی جای او را گرفت. آخرین باری که نساجی یک فصل کامل را با تنها یک سرمربی پشت سر گذاشت، به سال ۱۳۹۴ و مرحوم نادر دست‌نشان برمی‌گردد.

این آمار دیگر اتفاقی نیست. وقتی یک باشگاه طی سال‌ها نمی‌تواند ثبات را به نیمکت خود برساند، باید به جای پرسیدن اینکه «کدام مربی مقصر بود؟» یک سؤال بزرگ‌تر مطرح شود: مشکل از مربی‌هاست یا از مدیریتی که مدام مربی عوض می‌کند؟

تابستان، انرژی برای همه چیز جز نیمکت!

ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شود که به عملکرد مدیریتی نساجی در تابستان نگاه کنیم. باشگاهی که برای برخی فعالیت‌های نقل‌وانتقالاتی و حضور بازیکنانی مانند کسری طاهری و دانیال ایری انرژی و توجه زیادی صرف کرد، ظاهراً برای مهم‌ترین قطعه پازل فنی تیم یعنی نیمکت، چنین وسواسی نداشت. این پرسش جدی است که آیا برای مدیران نساجی، ساختن یک تیم فوتبال با برنامه و ثبات اهمیت بیشتری داشت یا نمایش فعالیت‌های نقل‌وانتقالاتی و حواشی پیرامون آن؟

نساجی نخستین تیم لیگ برتری شد که نیمکت خود را در این فصل تغییر داد، آن هم در شرایطی که هنوز بخش قابل توجهی از فصل باقی مانده بود و مربی جدید حتی فرصت کافی برای اجرای ایده‌هایش پیدا نکرده بود. این تصمیم بیش از هر چیز این تصور را تقویت می‌کند که در نساجی، شواف مدیریتی از برنامه فنی جلو زده. البته مدیران باشگاه می‌توانند بگویند تغییر حسینی تصمیمی فنی بوده، اما وقتی خروجی تصمیم، تکرار همان الگوی همیشگی یعنی «شروع فصل، فشار، تغییر مربی» است، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد که اساساً چه برنامه‌ای پشت انتخاب اولیه وجود داشته.

دقیقی، انتخاب فنی یا انتخاب آشنا؟

حالا سعید دقیقی آمده اما همین انتخاب هم یک سؤال تازه ایجاد کرده است. آیا دقیقی براساس نیازهای فنی نساجی، سبک بازی موردنظر، ویژگی‌های بازیکنان موجود و یک آنالیز دقیق انتخاب شده یا روابط و میزان نزدیکی او با مدیرعامل در این تصمیم نقش داشته؟ اینکه گفته می‌شود دقیقی از قبل یکی از گزینه‌های مدنظر مدیران بوده، ماجرا را جالب‌تر می‌کند. چون در این صورت باید پرسید چرا از ابتدا سراغ او نرفتند و چرا هزینه انتخاب یک مربی دیگر و سپس برکناری او را به باشگاه تحمیل کردند؟

اگر انتخاب دقیقی حاصل یک فرآیند دقیق فنی بوده، مدیران نساجی باید درباره جزئیات آن توضیح دهند. اگر هم معیار اصلی انتخاب، آشنایی و رابطه با مدیرعامل بوده، آن وقت دیگر نمی‌توان از پروژه فنی و برنامه بلندمدت صحبت کرد. فوتبال حرفه‌ای با رفاقت اداره نمی‌شود. مربی باید به خاطر ایده فنی‌اش انتخاب شود، نه به خاطر میزان نزدیکی‌اش به مدیر.

نساجی چه زمانی قرار است جدی گرفته شود؟

مسئله اصلی امروز نساجی، مجتبی حسینی یا حتی سعید دقیقی نیست. مسئله، نوع نگاه مدیریتی به این باشگاه است. اگر نساجی واقعاً قرار است یک باشگاه فوتبال باشد، باید برای آن برنامه وجود داشته باشد؛ برنامه‌ای که از آکادمی تا تیم بزرگسالان، از نقل‌وانتقالات تا کادر فنی و از بودجه تا اهداف فصل را مشخص کند.

اما وقتی مربی یک روز با شعار پروژه بلندمدت می‌آید و چند هفته بعد کنار گذاشته می‌شود، وقتی مربی جدید پیش از آنکه فرصت کافی برای کار پیدا کند روی نیمکت می‌نشیند، وقتی هر بحران با تغییر سرمربی پاسخ داده می‌شود و وقتی انتخاب مربی هم با شائبه‌های مربوط به روابط مدیریتی مواجه است، دیگر نمی‌توان از ساختن یک باشگاه صحبت کرد.

نساجی برای هوادارانش یک تیم فوتبال است، بخشی از هویت مازندران و باشگاهی با سابقه و اعتبار. اما برای مدیریت باشگاه، این سؤال جدی همچنان بی‌پاسخ مانده که نساجی واقعاً اولویت است یا صرفاً بستری برای نمایش، دیده‌شدن و فعالیت‌های اقتصادی؟

اگر واقعاً دغدغه نساجی است، چرا برای ساختن تیم و ثبات فنی همان اندازه انرژی گذاشته نمی‌شود که برای فعالیت‌های پر سر و صدا در تابستان گذاشته شد؟

نساجی بیش از هر چیز به مدیریت فوتبال نیاز دارد، نه مدیریت حاشیه‌ها. شاید بد نباشد مدیران باشگاه پیش از آنکه اولین شکست سعید دقیقی را بهانه‌ای برای یک تغییر دیگر کنند، یک بار هم خودشان را ارزیابی کنند؛ شاید مشکل نساجی نه روی نیمکت، که بالاتر از آن و در اتاق تصمیم‌گیری باشگاه باشد.

۲۵۳ ۲۵۸

منبع: khabaronline-2278284


بازگشت