مساله ما با آمریکا با مذاکره حل نمیشود؛ باید برای درگیری طولانی مدت آماده باشیم
روزنامه اعتماد با سیدمصطفی هاشمی طبا، معاون رییس دولت اصلاحات گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- یک اصل ساده باید اجرا بشود؛ به قانون اساسی توجه کنیم و در کنار آن قانون را درست اجرا کنیم. ببینید در یک مثال ساده که این روزها نیز به خاطر شهادت دکتر علی لاریجانی به آن اشاره میشود، ماجرای ردصلاحیت ایشان در انتخاباتهای ریاستجمهوری بود. شورای نگهبان دوبار دکتر لاریجانی را ردصلاحیت کرد و بعد همین فرد ردصلاحیت شده از منظر شورای نگهبان به عنوان مشاور رهبری در حساسترین مقطع تحولات خاورمیانه نقشآفرینی کرد و بعد هم به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. واقعا در این یک نمونه مشخص است که چقدر در برخی نهادها تصمیمات بر اساس بیقانونی اتخاذ میشود. این بیقانونی به واقع فرصت خدمت را از بسیاری از افراد در کشور ما در سالهای گذشته سلب کرده است. این اتفاق تنها به دلیل عمل نکردن به قانون رخ میدهد.
- قانون باید با «حسن نیت» اجرا شود. مجری قانون باید باور داشته باشد که مردم در کشور سهیم هستند و حق دارند در امور تصمیمگیری نقشآفرینی کنند. اگر چنین مسالهای رخ دهد، اصلاحات رخ میدهد. در غیر این صورت افزایش قانون و تصویب مکرر قانون پشت قانون هیچ دردی از ما دوا نمیکند. ما هیچ کسری در قانون نداریم، ما بد عمل میکنیم و قوانین فعلی با دید تنگنظرانه و سلیقهای با حب و بغض شخصی اجرا میشود. مشکل ما این است.
- با مذاکره مساله ما با امریکا به صورت کلی و اساسی حل نمیشود. ما یک دیدگاه غالب داریم که اسراییل را به رسمیت نمیشناسیم و امریکا را نیروی سلطهگر ظالم میشماریم. هر دو این نگاهها درست است. اسراییلیها میخواهند حاکمیت خود را در منطقه داشته باشند - کما اینکه به مصر و سوریه و یمن - حاکم هستند و این اسراییل و امریکا هستند که دست از سر ایران برنمیدارند. من منکر مذاکره کردن در صورت تصمیم و تایید کلی نظام نیستم، اما در حالتی فراتر از این ماجرا ما باید برای یک درگیری نظامی و غیرنظامی طولانی مدت با امریکا و اسراییل آماده باشیم.
- من نسبت به آینده مذاکرات و امکان رسیدن به یک توافق پایدار ابراز تردید دارم و معتقدم تحولات اخیر نشان داده که سطح بیاعتمادی میان ایران و طرفهای غربی، بهویژه امریکا، بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته و همین مساله مسیر هرگونه تفاهم سیاسی را دشوارتر کرده است.
- حتی اگر مذاکراتی هم شکل بگیرد، تضمینی برای دوام و اجرای واقعی توافق وجود نخواهد داشت.
- در دورهای که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش روانی، همبستگی اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد، برخی اظهارنظرها و رفتارهای رسانهای نهتنها کمکی به کاهش تنشها نمیکند، بلکه گاه عملا در راستای ایجاد التهاب و تشویش در افکار عمومی عمل میکند. به همین دلیل، این پرسش مطرح میشود که چرا بخشی از فعالان سیاسی و رسانهای، بدون توجه به شرایط حساس کشور، همچنان بر ادبیات تنشزا و تقابلی اصرار دارند.
- بخش مهم دیگری از این انتقادات متوجه عملکرد صداوسیماست. منتقدان میگویند رسانه ملی در سالهای اخیر بیش از حد در اختیار طیف محدودی از کارشناسان و مجریانی قرار گرفته که عمدتا دیدگاههای مشابهی دارند و کمتر امکان حضور چهرههای متنوع و معتدل فراهم شده است. نتیجه این رویکرد، شکلگیری فضایی یکنواخت و بعضا رادیکال در برخی برنامهها بوده؛ فضایی که نهتنها کمکی به آرامش جامعه نکرده، بلکه در مواردی باعث افزایش نگرانی و دوقطبی در افکار عمومی شده است.
- انتقاد اصلی این است که صداوسیما در عمل به جای آنکه یک رسانه فراگیر و نماینده همه اقشار جامعه باشد، بیشتر به تریبون جریانهای خاص سیاسی و فکری تبدیل شده است.
- جامعه ایران پس از جنگ، بیش از هر چیز به عقلانیت، گفتوگو و بازسازی روحیه جمعی نیاز دارد. در چنین شرایطی، رسانهها و تریبونهای رسمی باید به سمت تقویت وحدت ملی، کاهش تنشهای سیاسی و استفاده از چهرههایی حرکت کنند که توان ایجاد آرامش و همدلی در جامعه را دارند. همزمان، در حوزه بازسازی خسارتها و مدیریت منابع نیز نیاز به برنامهریزی دقیق، جلوگیری از اتلاف منابع و اتخاذ سیاستهای واقعبینانه وجود دارد تا کشور بتواند با کمترین هزینه از شرایط فعلی عبور کند.
- اظهارات تند، مواضع خارج از چارچوب و تلاش برای ایجاد دوقطبی سیاسی، تنها میتواند فضای عمومی جامعه را ملتهبتر کند و به منافع ملی آسیب بزند.
- در شرایطی که کشور با مجموعهای از فشارهای خارجی از جمله تحریمهای گسترده، محدودیتهای اقتصادی، جنگهای ترکیبی و تلاش برای ایجاد اختلال در زیرساختهای حیاتی مواجه است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی اقتصادی و اجتماعی احساس میشود.
- نباید فراموش کرد که جامعهای که در معرض فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارد، ممکن است نسبت به روایتهای بیرونی حساستر و آسیبپذیرتر باشد. در چنین فضایی، اگر تحلیل درستی از شرایط ارایه نشود، امکان شکلگیری برداشتهای نادرست یا خوشبینیهای غیرواقعی افزایش مییابد. به همین دلیل، ضرورت دارد که هم در سطح نخبگان و هم در سطح افکار عمومی، نوعی نگاه واقعگرایانه و مبتنی بر شرایط عینی شکل بگیرد.
منبع: etemadonline-773082