خبر یا بهموقع و مستند منتشر میشود، یا دیر و بی اثر / عنصر زمان مهم تر از ملاحظات اطلاعرسانی است
بهنام اکبری، فعال رسانهای نوشت: در همین ابتدا باید تأکید کنم این یادداشت از منظر ارتباطات و رسانه نوشته شده و به مناسبت هفته ارتباطات و روابط عمومی، صرفاً به برخی نکات حرفهای در حوزه اطلاعرسانی میپردازد؛ نه ناظر به تحلیل سیاسی است و نه در پی داوری جناحی.
بهتازگی ویدیویی از سخنرانی حسین کرمانپور، مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت منتشر شده که در آن به ساعات اولیه جنگ رمضان و حمله به بیت و وضعیت سلامت رهبری و روند درمان اشاره می کند. در این روایت، یک جمله بیش از چند بار تکرار و جلب توجه میکند: تکرار چندباره عبارت «شاید حرفهایم را باور نکنید». همین جمله، پیش از هر چیز، مسئله «اعتماد» را به ذهن متبادر میکند.
با توجه به اهمیت موضوع و در شرایط حساس جنگ رسانهای، تأخیر در انتشار این خبر و وجود ملاحظات متعدد در این زمینه، جای تأمل دارد.
در بخش دیگری از این سخنرانی به حضور وزیر بهداشت در محل حادثه و حرکت او با موتورسیکلت اشاره میشود و اینکه «ای کاش از آن صحنه عکس گرفته میشد». این حسرت، ناخواسته به خلأ دیگری اشاره دارد: فقدان مستندات.
در علم ارتباطات، دو اصل بنیادین در اطلاعرسانی وجود دارد: "زمان" و "مستندات". خبر اگر دیر منتشر شود، جای خود را به روایتهای متعدد، تحلیلهای متناقض و شایعات میدهد. اگر هم بدون سند و تصویر (مورد اشاره موتورسواری وزیر)باشد، حتی روایت درست نیز با تردید مخاطب روبهرو میشود. فاصله زمانی طولانی میان رخداد و روایت رسمی (مورد اشاره وضعیت سلامت رهبری) سبب میشود بار اثبات به دوش گوینده بیفتد؛ آنهم در شرایطی که سرمایه اجتماعی رسانهها پیشاپیش آسیب دیده است.
این مسئله محدود به یک نمونه نیست. در حادثه سقوط بالگرد رئیسجمهور فقید، انتشار خبری نادقیق از سوی یک خبرگزاری رسمی مبنی بر اینکه (رئیس جمهور با همراهان از طریق زمینی عازم تبریز شد) در ساعات اولیه، تنها چند ساعت بعد با واقعیت تکذیب شد و همان چند ساعت برای ضربهزدن به اعتبار رسانه کافی بود.
در ماجرای اعلام اسارت خلبان یک جنگنده پیشرفته در دوران جنگ ۱۲روزه نیز، فقدان تصویر و سند، روایت رسمی را در معرض تردید قرار داد. یا در نمونهای دیگر، افزایش ناگهانی بازدید یک رسانه رسمی به دلیل انتشار و سپس حذف عکسهای کم حجاب یک نویسنده، بیش از آنکه موفقیت رسانهای باشد، نشانه آشفتگی در فرایند تحریریه و نظارت است.
وجه مشترک همه این موارد، نه گرایش سیاسی است و نه رقابت رسانهای؛ بلکه ضعف در مدیریت روایت است. وقتی رسانهای روایت اول را با تأخیر ارائه میکند، دیگر روایت اول نیست. وقتی سندی ارائه نمیشود، حتی روایت صحیح هم بهچشم ادعا دیده میشود. وقتی خبر نادقیق منتشر میشود، اصلاح آن هرگز اثر اولیه را جبران نمیکند.
مسئله مهمتر آن است که رسانهها با هر خطا، از سرمایهای خرج میکنند که بهسادگی بازسازی نمیشود: اعتماد عمومی. اعتماد، محصول تکرار صداقت، دقت و شفافیت است؛ اما با یک خطای بزرگ یا چند خطای کوچکِ پیدرپی، فرومیریزد. در چنین فضایی، طبیعی است که رسانههای داخلی کمتر به منبع دستاول تبدیل شوند و مخاطب برای دریافت خبر به بیرون از مرزها مراجعه کند.
هفته ارتباطات، فرصت تعارف و تبریک صرف نیست؛ زمان بازنگری حرفهای است. روابط عمومی و رسانه، پیش از آنکه ابزار باشند، «مسئولیت» هستند.
مسئولیت در قبال زمانبندی درست انتشار خبر، ارائه مستندات کافی و قابل راستیآزمایی، پرهیز از شتابزدگی و هیجان در رقابت خبری، تفکیک روایت از تبلیغ و مهمتر از همه، صیانت از اعتماد مخاطب.
اگر رسانهای روایت اول نباشد، روایت مؤثر هم نخواهد بود. اگر مستند نداشته باشد، اقناع هم نخواهد داشت. و اگر اعتماد را از دست بدهد، حتی حقیقت نیز برای مخاطب باورپذیر نخواهد بود.
شاید مهمترین درس ارتباطی این روزها همین باشد در عصر سرعت و تصویر، هر خبر یا بهموقع و مستند منتشر میشود، یا دیر و بیاثر.
انتخاب با ماست که رسانه باشیم یا صرفاً تریبون.
منبع: etemadonline-774332